آذرین 1000 - بوده در اندیشه ام
بوده در اندیشه ام ...بود در اندیشه ام ! فرمایشی باشد جهان میشود طی زندگانی ، ساده در اندک زمانتا که گشتم عاشق و دلدارِ نازم بر سفرروشنم شد وضع وعمق زندگانی ناگهاندیدم آخر گردش ساعت ندارد یک عیارانتظار است این میان جامع کند آنرا بیانروز اول طی شد اما مردم و زنده شدمخلق وخو آنگونه شد هرکس به نزدم بی ا...
آذرین1004 - بانوی ایرانی
بانوی ایرانی...منم بانوی ایران ، پر عطوفت به مهر و مهر ورزی دارم عادتطراوت نزد من یک اصل عالیندارد پیش من گلها مجالیبه خلق و خوی خود بالنده هستمظرافت را نگو ، آکنده هستمزن خودساز وخود سوزِشکیبمتلاشم کرده شادابی نصیبمهنرریزد مثال درّ دانهازانگشتان دستم ماهرانهقیامت کرده ام با کاردانیدهد حس رضایت ، جا...
آذرین 1005 - کنم تقدیم تو...
کنم تقدیم تو ...کنم تقدیم تو ، گلهای بستان به عشق پاک من بنگر به برهانپسندم گشته از تو فکر و گفتارپسندم گشته از تو دیده ، رخسارخلاصه گشته ام در مهر والامرا برده ، بر اوج عرش اعلابه درس و مشق خود آورده ام رونویسم نام تو ، بینی به هر سوبغل ، آغوش و شانه بر تو رام استنفس دارم به کی ؟ گاه سلام استنرنجان...
آذرین 1006 - تو باید بر گزینی
تو باید بر گزینی ...تو باید بر گزینی یار بهتر بر این خو ، عزم خود را کن فراترنباید کس بداند از تو پنهانگزین آنکس که دُ _ رَ ش باشدش ، بَربترس از یاور ِ دانای اسرارکه گر دشمن ، همه اخلاق ِ خوش پرخودت را بر خودت ! کن بهترین دوستدهد معنی ! کبوتر با کبوترشهریور ماه 96 – مهر شهر کرج9606 - 1006
آذرین 1007 - گویم از گل
گویم از گل...گویم از گل ، عنصری آباد نام سرکشی ها را کند آسان ، راممعجزاتی دارد این گل چون مسیحبا دمش هر کس رساند بر مرامجنس او ماند به گوهر درّ و ُ زرعطر و عنبر بینی از او درنیامپاید او خیلی ، فراتر از زمانجاودانیش ندانی فکر خامآورم اینجا مثالی چند از اودیدیش در نزد خانان و عوامبحث کردی با زنت هنگا...
آذرین 1000 - بوده در اندیشه ام ...
بوده در اندیشه ام ... بود در اندیشه ام ! فرمایشی باشد جهان میشود طی زندگانی ، ساده در اندک زمان تا که گشتم عاشق و دلدارِ نازم بر سفر روشنم شد وضع وعمق زندگانی ناگهان دیدم آخر گردش ساعت ندارد یک عیار انتظار است این میان کامل کند آنرا بیان روز اول طی شد اما مردم و زنده شدم خلق وخو آنگونه شد هرکس به نز...
آذرین 1001 - خلیجم بر ایران ...
خلیجم بر ایران ... خلیجم بر ایران ز کی ،ازازل ندارم به گیتی مشابه ، بدل منم فارسی فارسی فارسی به تازی بنازم بر این تا اجل شهریور ماه 96 – مهر شهر کرج – 9606 – 1001 
آذرین 1002 - شمه ای از زر ...
شمه ای از زر ... شمه ای از زر شعر تو بیاورد نسیم شده مملو ِ طراوت همه اردو به بسیم گرم آید به رسومی که کنم جشن به پا نگرم بر سفر شعر تو آدر به صبا مردادماه 96 – مهر شهر کرج – 9606 – 1002
آذرین 1003 - گر برون از خانه ...
گر برون از خانه ... گر برون از خانه دادی گندنامی بر هوا گفتنش بر همسر و فرزند باشد یک خطا خانه و کاشانه یک چیز و برون چیز ِ دگر بر عزیزان از چه رو ، این اضظراب آری روا شهریور ماه 96 – مهر شهر کرج - 9606 – 1003
آذرین1004 - بانوی ایرانی...
بانوی ایرانی... منم بانوی ایران ، پر عطوفت به مهر و مهر ورزی دارم عادت طراوت نزد من یک اصل عالی ندارد پیش من گلها مجالی به خلق و خوی خود بالنده هستم ظرافت را نگو ، آکنده هستم زن خودساز وخود سوزِشکیبم تلاشم کرده شادابی نصیبم هنرریزد مثال درّ دانه ازانگشتان دستم ماهرانه قیامت کرده ام با کاردانی دهد حس...
آذرین 1005 - کنم تقدیم تو ... ...
کنم تقدیم تو ... کنم تقدیم تو ، گلهای بستان به عشق پاک من بنگر به برهان پسندم گشته از تو فکر و گفتار پسندم گشته از تو دیده ، رخسار خلاصه گشته ام در مهر والا مرا برده ، بر اوج عرش اعلا به درس و مشق خود آورده ام رو نویسم نام تو ، بینی به هر سو بغل ، آغوش و شانه بر تو رام است نفس دارم به کی ؟ گاه سلام ...
آذرین 1006 - تو باید بر گزینی ...
تو باید بر گزینی ... تو باید بر گزینی یار بهتر بر این خو ، عزم خود را کن فراتر نباید کس بداند از تو پنهان گزین آنکس که دُ _ رَ ش باشدش ، بَر بترس از یاور ِ دانای اسرار که گر دشمن ، همه اخلاق ِ خوش پر خودت را بر خودت ! کن بهترین دوست دهد معنی ! کبوتر با کبوتر شهریور ماه 96 – مهر شهر کرج 9606 - 1006
آذرین 1007 - گویم از گل...
گویم از گل... گویم از گل ، عنصری آباد نام سرکشی ها را کند آسان ، رام معجزاتی دارد این گل چون مسیح با دمش هر کس رساند بر مرام جنس او ماند به گوهر درّ و ُ زر عطر و عنبر بینی از او درنیام پاید او خیلی ، فراتر از زمان جاودانیش ندانی فکر خام آورم اینجا مثالی چند از او دیدیش در نزد خانان و عوام بحث کردی ب...
آذرین 1008 - فرض کن بر شاخه ای. ..
فرض کن بر شاخه ای. .. فرض کن بر شاخه ای بنشسته ای خواهی اش در دست گیری بی خطا ! گر میسّر ، فکر بکر آور پدید خود کشی گر شاخه را خواهی جدا جای پا ، محکم چو کردی بر تنه شاخه را آنگه به دست آری ! روا شهریور ماه 96 – مهر شهر کرج – 9606 – 1008
آذرین 1009 - پی این واژه ...
  پی این واژه ... پی این واژه اند از روز آغاز همه ریز و درشت از شاه و سرباز نباید خدشه ، بر این آبرو ! دوست بپرس از خود ! دوباره میشود ساز مهر ماه 96 – مهر شهر کرج   9607 – 1009 
آذرین 936 - شاعری آورده یک شعر بلند
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
آذرین 938 - مرگ را ، کردم تصوّرخوش قدم
مرگ مرگ را ، کردم تصوّرخوش قدم آید ازغیب ، آورد راز عدم لیک بودم بر خیال نادرست بوده نزدم ، در دم و در بازدم رسول دیلمقانی – آذرین بهمن ماه 95 – مهر شهر کرج 9512- + نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:49 توسط رسول دیلمقانی - آذرین |
آذرین 939 - آدمی ، جز واژه یِ فانی ! که نیست
آدمی آدمی ، جز واژه یِ فانی ! که نیست این که میگوئی ( منم ) ، از بهر چیست آمدی از هیچ و خواهی گشت هیچ واژه پردازنده ! کی دانی که کیست رسول دیلمقانی – آذرین بهمن ماه 95 – مهر شهر کرج 9512-939 + نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:54 توسط رسول دیلمقانی - آذرین |
آذرین 940 - گویمت از بعد ِ مرگ ای نازنین
رویداد پس از مرگ گویمت از بعد ِ مرگ ای نازنین خوب اگر دقّت کنی یابی متین کن تصور مرگ باشد یک تراز میکند رو، دخل و خرج آخرین منفی و مثبت بود در این تراز مینویسی هر دو از آنها ، چنین منفی آن، باشدت اعمال بد از ریا که بوده بر صحبت عجین یا دروغ و حق کشی ، جور و جفا آنچه آوردی بر آن ، شرم جبین در صف منفی...