کعبه یِ من
کعبه یِ من ، ای صنمم ، لب ّ کلامم شنو
این دل ِ من گشته خراب از رخ ِ چون ماه ِ تو
در سفرم بر سر کویت ، به خدایم قسم
کرده ام آماده که پوشم دو صدی ، کفش نو
زحمت من ارزد اگر آوریم روی خوش
هم ، که نگوئی به قراول که بگیرد ، جلو
قبل سفر ، گشته فراهم زر و زیور ، گهر
بینی اگر آن نکنی هیچ تقاضا ، وتو
در خوشی من به کنارت ، نده شک بر خودت
باده نخورده بخورم پیش تو دلبر، تلو
لب نگشایم به گلایه ، به شکایت ، صنم
گر به ضیافت دَهیم هیچ ، مگر نان ِ جو
راحتی من شود آماده ، دهی رخصتی
نوشم از آن جام لبت ، گوشه ای افتم ، ولو
مهرماه 95 - مهر شهر کرج
9507 – 911
برچسب:
نویسنده: پویان حکیمی